مهندس يونس رنجكش
چندي پيش در رسانه ها از قول يكي از نمايندگان مردم رشت كه روزگاري در عرصه سرداري مسووليت هاي عالي نظامي و انتظامي را در گيلان بر عهده داشت نوشته شده بود: ضعف دانش مديريتي موجب از بين رفتن منابع در گيلان شده است.
او از نگاه خود به ضعف مديريتي در گيلان پرداخته و مديريت فعلي اين استان را شايسته اداره آن ندانسته بود!
هرچند كه هيچ كس منكر نقاط ضعف مديريت هاي استان از عالي ترين تا پايين دست ترين نيست اما يكي از ضعف هاي عمده در ايجاد اين ساختار ضعيف، تصميم سازي هايي است كه از دايره متوليان نظارتي اين استان كه در قواي ديگر مستقر هستند، شكل مي گيرد.
در نگاه كلي آنچه كه امروز مورد نقد قرار مي گيرد و ساختار مديريتي آن به زير سوال مي رود در واقع بخش عمده مسووليت آن بر مي گردد به حوزه فعاليت نمايندگان گيلان در مجلس شوراي اسلامي كه بسياري از آنان با حداقل هاي اعتماد جمعيت راي دهندگان حوزه انتخابيه خود به اين مسند دست يافتند و با مروري كوتاه به آنچه در انتخابات دوره گذشته انتخابات مجلس در رقابتي محدود رخ داد، نشان مي دهد كه در بسياري شهرستان ها نمايندگان فعلي كمتر از 20 درصد آراي جمعيت حوزه انتخابيه خود را كسب و به كرسي وكالت رسيده اند و اين حتي در شهرستان رشت كه روزگاري نمايندگان آن با آراي بالاي دويست هزار نفري به اين كرسي ها تكيه مي زدند مشهود است به طوري كه در اين دوره از رقابت ها نخستين نفر آنان كمتر از 80 هزار راي داشت و نفرات بعدي مجموع آراي آنان به اين دو نرسيده بود! البته شايد اين تصور وجود داشته باشد كه نماينده ، نماينده است چه با دويست هزار چه با 20 تا 30 هزار راي !
اما مهم اين است كه وقتي كسي با آراي بالا وارد مجلس مي شود داراي پشتوانه بسيار قوي مردمي است كه مي تواند از اين ظرفيت براي احقاق حقوق موكلين خود بهره لازم را ببرد اما وقتي آراي نمايندگان چندان كافي نباشد و از سر حوادث كه با جمع شدن ابر و باد و مه خورشيد و فلك باشد، نتيجه آن مي شود كه نه تنها نماينده اين حوزه در سطح ملي قادر نيست حرفي را به كرسي بنشاند ، بلكه در حوزه انتخابيه و استانش نيز حتي براي جابجايي يك رييس اداره و بخشدار و فرماندار هم كسي برايش تره خورد نمي كند و اگر نباشد حمايت هاي سياسي پشت پرده شايد به شهر هم راهش ندهند!
اما اين تمام ماجرا براي نقش نظارتي نمايندگان نيست چرا كه ما شاهد افرادي در اين استان بوده ايم كه با آراهاي بسيار بالاتر در دوره هاي گذشته به نمايندگي دست يافتند و كرسي هاي مجالس را در قبضه خود درآوردند اما باز هم از آنان بخاري بلند نشد تا اين استان را به توسعه برساند زيرا اين افراد به جاي آنكه بتوانند از نخبگان جامعه براي توسعه مديريتي و استفاده بهتر از منافع مورد حفظ آنها بهره بگيرند به دنبال آدم هايي با شاخصه هاي ديگر كه عمده ترين آنها بلي قربان گويي و حافظ منابع مديران بالا دستي و آقايان وكلا بود بهره بردند و اين همان شد كه تا به امروز اين استان به لحاظ برخورداري از استعداد، منابع و ظرفيت هاي بالا هر روز شاهد حسرت خوردن استان هاي ديگر است.
دردمندي گيلان در اين است كه آن قدر ظرفيت بسياري پايين است كه وقتي شخصي به عنوان عضوي كوچك در يك كميسيون از كميسيون هاي مجلس پستي تشريفاتي مي گيرد تمام شهر را برايش پرده باران مي كنند ولي وقتي به دنبال عملكردش مي گردي چيزي گيرش نمي آيد!
امروز ساختار حوزه هاي مختلف مديريتي و نظارتي گيلان با چنان دردي همراه است كه هيچ كس را ياراي درمان آن نيست زيرا همه مدعي و بي بازده اند! و اين در حالي است كه استفاده از نيروي انساني شايسته، ماهر، مدير و مدبر امروز يكي از اصول توسعه است و هيچ جامعه اي به توسعه دست پيدا نمي كند مگر آنكه از نيروي انساني توانمند برخوردار باشد زيرا نيروي انساني توانمند به دور از حاشيه ها همواره به دنبال اعتلاي جامعه و مجموعه زير دست خود هستند و اگر ما بتوانيم از مديراني با شاخصه هاي شايسته سالاري در عرصه اجرا استفاده كنيم آنان چون از بسياري تعريف و تمجيد شدن و كردن ها خود را بي نياز مي بينند سعي در رشد و ارتقاي مجموعه كاري خود دارند اما اگر غير اين باشد آدم هاي كوچك هيچگاه از بلند قدي ديگران خشنود نيستند و داس بر ريشه آنان مي زنند و اين مصيبت گيلان است!
نوشته شده توسطmoeen
در تاريخ پنجشنبه 10 تير 1389 ·
0 نظر ·
63 تعداد بازديد
نظرات
هيچ نظري ارسال نشده است
ارسال نظر
لطفاً براي ارسال نظر ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد
امتياز
اين گزينه فقط براي كاربران عضو در نظر گرفته شده است
لطفا وارد سيستم كاربري خود شده و يا ثبت نام كنيد.
تا كنون امتيازي داده نشده است.
ورود
شما هنوز عضو سايت نشده ايد ؟ اين قسمت را براي عضويت در سايت انتخاب نماييد